يكى از علايم بحث انگيز ظهور، قضيه ى دجّال است كه پرسشهاى زيادى را ايجاد مىكند؛ بنا بر اين لازم است در اين قسمت نكاتى را درباره ى آن بيان كنيم. ليكن پيش از آن شايسته است در باب توصيف دجّال دو حديث نقل كنيم تا با اوصاف او از زبان روايات بيشتر آشنا شويم. با اين هدف، ترجمه يك روايت نبوى و يك حديث علوى را از حديقه الشيعه تأليفِ مولى احمدبن محمد معروف به مقدس اردبيلى (متوفاى 993ق) نقل مىكنيم:
حديث نبوى: (عبداللَّه بن عمر از رسول خدا روايت مىكند كه (1)
... حق تعالى هيچ پيغمبرى را به دنيا نفرستاد الاّ آن كه انذار نمود قومش را از دجّال وليكن او را در اين امت ظاهر گردانيد و او - لعنه اللَّه - بيرون خواهد آمد بر خرى سوار كه عرض ميان هر دو گوش آن خر، يك ميل باشد و بهشت و دوزخى و كوهى از نان و نهرى پر از آب، همراه او سِير خواهد نمود واكثر تابعان او يهود و زنان و اعراب باشند و در جميع آفاق خواهد گشت به غير از مكّه و مدينه كه قدمش به حرمين نخواهد رسيد (أنا ربّكم الأعلى) خواهد گفت، هرگاه امرِ او بر كسى مشتبه شود بايد بداند كه خدا أعور نيست و بر خر سوار نمىشود). (2)
حديث علوى (3): روزى اميرالمؤمنين خطبه مىخواند، بعد از فارغ شدن از خطبه فرمود: (سلونى ايها الناس قبل أن تفقدونى).
صعصعة بن صوحان قد راست كرده، پرسيد كه يا أمير المؤمنين كى دجّال بيرون آيد؟ آن حضرت فرمود:
.jpg)
اين علمى است كه از اسرار مخفيه است و شايد رخصت اظهار آن نباشد و امّا آن را نشانه ها و علامتهاست كه همه به هم متصل است، فوت كردن و سهل دانستن نماز و برطرف شدن امانت و رواج يافتن و حلال دانستن دروغ و افترا و رشوه خوردن و...)
سپس أصبغبن نباته برخاست و گفت: يا أميرالمؤمنين! دجّال كيست؟ فرمود:
(دجّال كسى است كه تصديق كننده ى او شقى است و تكذيب كننده ى او سعيد. از اصفهان (4)
بيرون آيد، چشم راست ندارد و چشم چپش در پيشانى است مانند ستاره ى سرخ، لفظ كافر در زير آن نقش، بر خرى سرخ رنگ سوار، طىّ ارض به سرعت نمايد، به هر چشمه كه قدمش برسد آن چشمه بر زمين فرو رود و اكثر تابعان او از اولاد زنا باشند و اصحاب طيلسان و يهوديان. و آن ملعون با آن كه طعام خورد و در بازارها گردد به آواز بلندى كه همه جا رسد (أنا ربكم الأعلى) گويد. بقية الله در حوالى شام بر عقبهاى كه آن را (فيق) خوانند در ساعت سيّم در روز جمعه او را به قتل آورد...) (5)
پي نوشتها:
1- بقره/ 2و 3
2- بقره/ 5
3- الميزان / محمد حسين طباطبايى/ ج / 1ص 49
4- در زيارت آل يس كه در توقيع شريف از ناحيه ى مقدسه براى محمدبن عبدالله حميرى صادر شده است، چنين مىخوانيم: (السلام عليك يا داعى الله و ربّانى آياته) و در دعاىپس از آن، حضرت را (كلمه ى تامّه ى الهى) مىناميم.
5- مولانا فيض كاشانى در كتاب منظوم خود، شوق مهدى، در اين خصوص چنين مىگويد:
در دل زحق تعالى شكريست بىنهايت
كو در كتاب خود كرد، در شأن تو حكايت
در وعده ى وصالت، نستخلفنّهم گفت
جان گر فشانم ارزد، اين لطف و اين عنايت
منبع: كتاب نشانه هاى يار و چكامه انتظار
[ موضوع ] :
گفتمان مهدويت